سفر هنوز هم ایستاده

من تا به حال سفر بی وقفه برای ماه و سراسر جهان — از توکیو به سیاتل از اسلو به قاهره. من به دست آورده امتیاز برای پرواز مکرر اما از دست این بصیرت یک متفکر مسافر. در هر شهر جدید اتاق هتل به نظر می رسد به یک کپی دقیق از یک من تا به حال پشت سر گذاشته است.

به آرامی مرزهای بین مکان شروع به تیرگی. یک شب من سقوط از تخت با چنگال گرسنگی و شروع به شکار برای یک سوشی مشترک در خیابان های قاهره. که زمانی که من می دانستم که من نیاز به یک استراحت. نه یکی دیگر از سفر را یک سفر بازگشت به خانه.

فقط به این فکر ماندن در منزل شروع به سفت در سر من coronavirus شیوع ضربه اخبار. به زودی اولین موارد به نظر می رسد در سوئد که من زندگی می کنند. بودن در خانه برای هفته دیگر یک گزینه آن یک ضرورت است.

من تصمیم به گرفتن یک استراحت کامل است که به معنای من نمی خواهد رفتن به دفتر خود نیست حضور هر گونه تماس و یا جلسات. در واقع چرا که نه ترکیب است که با یک سم زدایی دیجیتال من تعجب. من بسته بندی شده گوشی من دور واریز آن را با یک دوست با دستورالعمل برای باز کردن درب اگر من آمد و ضربه زدن چند ساعت بعد.

من احساس عجیب و غریب آرامش. من شنیده ام آواز پرندگان بر روی درختان به من نشستم با من قهوه در بالکن. من sipped به آرامی آگاهانه. من تا به حال زندگی در این آپارتمان برای بیش از سه سال اما متوجه من شد آشنا با برخی از قطعات آن است. مانند بالکن که در آن چوب در طبقه پیکور ، شاید آن می تواند با یک gurgling چشمه در یک گوشه.

فراموش شده کتاب

اواخر صبح نشانه ای از خستگی در مجموعه. من بی قرار بود من گم شده را در ایمیل و یا پیام های متنی? با توجه به این که هیچ تلویزیون یا Netflix بکشد هر بیشتر من تا به حال برای پیدا کردن آرامش در جای دیگر. کتاب آن را فراموش کرده به نجات من. یک توده بزرگ از جمع آوری گرد و غبار روی میز من — کتاب هایی که من تا به حال برداشت های مختلف فرودگاه اما هرگز به اطراف کردم به خواندن. من آنها را بررسی کرد: آنها در محدوده کسب و کار به علم به توسعه شخصی با برخی از داستان پرتاب می شود. من برداشت یوسا را از قهرماندر آماده سازی خود را برای بحث در کپنهاگ بعد از آن در سال. من برداشت نیل گیمن را آمریکا خدایان نیز یک کتاب است که من تا به حال شنیده ام چیزهای زیادی در مورد. من نیاز به درگیر شدن غیر داستانی, بنابراین من اضافه شده کال نیوپورت را عمیق کار و برخی از کسب و کار هاروارد ملزومات به مقدار زیادی.

مدیتیشن بیش از حد

روز آسان تر شد. من به یک ریتم منظمی compartmentalising روز من: من خواندن غیر داستانی در صبح و بعد از ظهر و ذخیره داستان برای شب. در بین زمانی که چشم من خسته شدم من مدیتیت. در شب بعد از شام من رفت و برای یک پیاده روی طولانی به دور از مکان های شلوغ.

چندین جریان در مالمو و من راه می رفت همراه یک متفاوت در هر روز است.

در پایان هفته, من تا به حال خواندن پنج کتاب بیش از من خوانده بود در شش ماه گذشته. چه ایستاده بود و عمیق کار — در مورد چگونه ما به طور فزاینده ای پریشان در این hyper-جهان متصل و توانایی ما برای انجام بالا متمرکز کار است کاهش. هر چند من گاهی برای گوشی های هوشمند من اصرار کاهش در این دوره از هفته است. من احساس کنترل بیشتر در. من همچنین متوجه شدم که من تا به حال خواب بهتر در طول هفته به لطف منظم مراقبه صفر صفحه نمایش-زمان و ناخواسته سست و برنامه فلفلی با ادبیات است. زمانی که من برای اولین بار به طور جدی شروع به رفت و آمد در اوایل 20s, من می خواستم به خودم غرق در فرهنگ های مختلف درک تفاوت های ظریف وجود دارد که بین فرهنگ ها و درک آنها. حتی با کمی پول در جیب من من تا به حال ساخته شده سفر که به من آموخت درس های زندگی و ایجاد دوستی که برای زنده ماندن به این روز است.

در طول زمان هر چند با پول بیشتر به فراغت من می توانم پرواز از نقاط جهان; من تا به حال تبدیل شدن به یک توریست. من متوجه شدم من در حال حاضر در حال مشاهده از طریق مکان هایی که من به ندرت در نظر گرفتن زمان برای حفاری های عمیق و یا ایجاد هر گونه اتصال به محل و یا مردم آن است. من بیشتر سفر, بیشتر, من به دنبال آشنایی. سفر من تبدیل شده بود از جمع آوری تجارب به تیک تاک جعبه.

آنها می گویند شناخت اولین گام برای تغییر است. این سفر منع تحمیل بر من گیر کردم من فکر کردن در مورد سهمیه بندی من سفر آبپاش آن را در طول سال و زمانی که من سفر من تصمیم گرفتم من می خواهم اجازه دهید خودم بود, آموزش های ناآشنا و ناشناخته است.

گاهی اوقات, ایستاده, است, بهترین سفر از همه است.

عجله آدرنالین-به دنبال سفر نویسنده زندگی در مالمو سوئد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>