من اولین مستند ولگردی و قانونی شکنی خرید

مادر من به من در اوایل صبح روز چهارشنبه در اولین روز از 21 روز ملی مستند. او خواستار بدانید چه مواد غذایی من در آشپزخانه است. من لیست کردن محتویات قفسه آشپزخانه من و او نگران بود. “که نمی خواهد به اندازه کافی برای شما برای زنده ماندن به مدت سه هفته!” او پرسش های بسیاری شد و من کاملا می تواند او را آرام. من سعی کردم به او بگویم که فروشگاه های مواد غذایی خواهد تابع اما او حاضر به مماشات و اصرار داشت من بیرون رفتن و دیدن آنچه که من می تواند خرید. او به دنبال این تماس تلفنی با یک لیست از آیتم ها — حبوبات و سیب زمینی, نارگیل, نان و تخم مرغ و برنج و روغن.

ترس مادر من بیشتر از مستند من پا مسلح با کیسه های پارچه ای و ضد عفونی کننده دست. این اولین بار در روز و من نفس عمیقی کشید فرستاده تا نماز شروع شد و من روروک مخصوص بچه ها. چه خواهد بود ؟ آیا پلیس متوقف کردن من ؟ شاید نه. من مقصد محلی بود دپارتمان فروشگاه. جاده ها خالی بودند و سالن های سرو بستنی, شیرینی و پارچه فروشگاه بسته شد. من نقطه هر پلیس در جاده ها خوشبختانه. کرکره این فروشگاه دپارتمان بودند نیمه بسته شده است. من چک با مرد مسئول اگر وجود دارد هر پالس. فروشگاه در حال اجرا از این سهام که قرار بود برای رسیدن به حال رسیده است. “دوباره فردا” او به من گفت.

نا امید من تصمیم به بازگشت به خانه. در راه متوجه شدم که پزشکی فروشگاه ها و شیر غرفه باز شد. من همچنین کشف یک فروشگاه مواد غذایی که در عملکرد. وجود دارد مفید نشانه گذاری ساخته شده از kolam podi نشان می دهد که در آن مشتریان باید ایستاده. آنها یک متر از هم جدا. من نقطه اول! “این برای همه, ایمنی است. ما باز خواهد شد هر روز. شما لازم نیست که به نگرانی” مغازه دار به من اطمینان داد که او به دست من موارد. من به خانه به نام مادر من و ذهن خود را در حالت استراحت توسط WhatsApping تصاویر او از منابع. من احساس می کنم بهتر است بیش از حد چرا که در حال حاضر من مطمئن هستم ملزومات در دسترس خواهد بود به من از طریق مستند.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

ایندکسر