من تا به حال فرسایش بیش از چشم انداز مصاحبه با Madhur Jaffrey در جیپور جشنواره ادبیات (JLF) از حتی قبل از اینکه من سوار پرواز در اوایل این سال است. به این دلیل است که شرم آور: دانش من از پخت و پز شروع می شود و به پایان می رسد با جوش Maggi رشته فرنگی.

چه چیزی می تواند من احتمالا از اشپزی افسانه که به تنهایی تغییر راه غرب فکر می کند در مورد غذاهای هندی با بزرگ سیاه و سفید نشان می دهد و آشپزی? اما من تا به حال مجدد آماده: Shakespeare Wallahکه خوشمزه منحط 1965 تجاری-عاج فیلم در مورد یک تئاتر شرکت پس از استقلال هند که جافری ، برنده خرس نقره ای برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن در جشنواره بین المللی فیلم برلین که در آن سال. من نمی توانستم صبر کنید برای شنیدن آنچه که او تا به حال به می گویند در مورد کار با James Ivory اسماعیل تاجر, Ruth Prawer Jhabvala, و, بالاتر از همه, Satyajit Ray, که تشکیل شده بود این فیلم را موسیقی.

زمانی که من دیدن بانوی ریزه اندام پیاده روی به سمت من نویسنده در’ سالن در Diggi هتل قصر من یک déjà vu لحظه: این است Manjula از Shakespeare Wallah — همان خطرناک چشم, همان ستمکار نیم-لبخند — فقط این بار او با لباس در هر روز رسانه های اجتماعی به جای لباس شیک لباس از Bollywood diva او با بازی در فیلم. و او اعلام cattily اگر کمی wearily که او را حفظ خواهد کرد مصاحبه کوتاه با “chhota chhota” پاسخ deflating من شور و شوق.

عملکرد

اولین سوال من سوال است که چگونه او می خواهم به تعریف خودش — به عنوان یک بازیگر, یک نویسنده و یا آشپزی ، پت می آید پاسخ: “من یک بازیگر است که در عمل بخشی از یک آشپز است.” پس وجود یک فاصله بین خود واقعی و خود او پخت و پز شخصیت? “وجود دارد هیچ فاصله مانند اما من نیز خودم. و آن را یک نوع عملکرد چون من واقعا یک بازیگر است.” و آنچه در مورد او writerly خود (جافری ، نویسنده نه تنها از 30 اشپزی بلکه لذت بخش, خاطرات کوه نوردی این درختان انبهدر مورد در حال رشد در یک آلاینده, مرفه دهلی خانواده احاطه شده توسط مجلل مواد غذایی در سال های پایانی از راج و Robi Dobi: ماجراهای شگفت انگیزی از یک فیل هندییک کتاب کودکان, در میان دیگران) ؟ “حتی در حالی که نوشتن من در تلاش به عنوان صادقانه به عنوان من می توانم که آن هم چیزی است که یک بازیگر می کند. صادقانه و پاک و روشن غریزی هوشمند — تمام ویژگی های شما می خواهم در یک, بازیگر, من را به نوشتن من خیلی امید دارم” او می گوید.

پیش از آن روز من با حضور جافری ، جلسه, ‘بالا رفتن از درختان انبه: مواد غذایی و حافظه, با نویسنده Chandrahas Choudhury, که در آن او تا به حال صحبت در مورد چگونه او برای اولین بار شروع به پخت و پز — از ضرورت و نه شور. هنگامی که او تا به حال به ترک راحتی از خانه خود را برای لندن به عضویت آکادمی سلطنتی هنرهای نمایشی در سال 1955 همه چیز تغییر کرده است. “وجود دارد این نخود سبز دود می آید که در در 3 ساعت و شما چیزی را ببینید. این بود تنها پس از جنگ و مواد غذایی به سادگی افتضاح است. من خواب hing jeere کی alu یا bhara هوآ karela در حالی که با داشتن برخی از آبکی کلم ظروف سرباز یا مسافر و یا شفاف رست بیف در غذاخوری.” از یاس و نومیدی او شروع به نوشتن نامه به مادر خود برای درخواست دستور العمل های. جافری ، به من می گوید بعد: “من آموخت پخت و پز. من خود آموخته از طریق مادر من دست نوشته ی دستور غذاها. اما من باید به حال خوب کام, اگر چه من نمی دانم که کلمه ‘کام’ در زمان. من می تواند به طور غریزی ترجمه سه خط دستور غذا را در یک ظرف و از طریق آزمون و خطا من آن را کردم راست.”

مواد غذایی خاطرات

از سال 1973 زمانی که جافری ، نوشت: او اولین کتاب آشپزی, دعوت به پخت و پز هندبسیاری از برآمد و تصورات غلط در مورد مواد غذایی هند در غرب تغییر کرده به طوری که مرغ چراغ پیشانی مدل tikka سرگرمی است در حال حاضر مسلما غذای ملی انگلستان است. چه Jaffrey را در این مورد ؟ “برخی از افراد آموخته اند اما بسیاری دیگر وجود دارد که من به عنوان خوانده شده کتاب ها و نگرش خود را به غذا کمی متفاوت است در حال حاضر. زمانی که من پخته شده در تلویزیون در انگلستان نگرش ها شروع به تغییر است. انگلستان پر از مردم با خون که به سختی از آن آگاه است اما من فکر می کنم برخی از حافظه تاریخی اتصال باقی می ماند. نشان می دهد فقط به ارمغان آورد خاطرات برای آنها. امریکا ندارد این اتصال است. انگلیسی ها هرگز دوست سرخپوستان اما آنها دوست, هندی, مواد غذایی است.” او می افزاید: “من سه نسل از غربی ها و سرخپوستان که آموخته به طبخ از کتاب های من و فرزندان خود را آموزش داده و در حال حاضر آن دسته از کودکان در حال پخت و پز برای کودکان خود را از کتاب های من. این بسیار لذت بخش است.”

آیا او مربوط به دوره ‘foodie’ آن را به عنوان استفاده می شود در حال حاضر, شامل, برای, ترین, بخش, Instagram پست ها در مواد غذایی است که با داشتن فانتزی در رستوران? جافری ، scoffs “که من فکر می کنم که با وسواس گرفتن عکس از غذا و نشان کردن. نسل جوان این است که بسیار به آن ابزار شما وجود دارد [اشاره در گوشی من] و به ارسال در اطراف آنچه آنها انجام می دهند به تمام دوستان خود را — آن را به یک نگرش جدید است که من لازم نیست. من نمی خواهم به دنیا بگویید چه من خوردن من فقط می خواهم به آن لذت ببرید.”

در حالی که ما در حال تغییر جهان من پاپ سوال در مورد Shakespeare Wallah روز. او نور چشم است. او می گوید: “من بسیار جوان بودم من معرفی جیمز [عاج] و اسماعیل [تاجر] به هر یک از دیگر در انگلستان بودیم و همه دوستان. اولیه طرح بود که من سابق, شوهر, Saeed Jaffrey, و من می خواهم به بازگشت به هند و شروع یک تور تئاتری شرکت وجود دارد. جیم گفت که یک ایده فوق العاده برای یک فیلم, و ما را به نشستن و بحث در مورد آن در آپارتمان خود. سپس او رفت و به هند و ملاقات Kendals که او می خواست در فیلم خود را. اما چه اتفاقی می افتد به من ؟ بنابراین Jhabvala [داستان و فیلمنامه نویسنده] ایجاد شخصیت Manjula, به طوری که من می تواند آن را به عنوان به خوبی. این داستان. زمانی که سعید و من از هم طلاق گرفته بودند بسیار خشمگین او را به طوری که آنها او را لگد کردن.”

مانند یک مار

او دیدن خرس نقره ای برای آینده عملکرد خود را در Shakespeare Wallah? “نه در همه. زمانی که این جایزه اعلام شد, همه شوکه شده بود پس از آنها انتظار سعادت کندال به نفع خود و نه من. به من گفت: چه می توانم انجام دهم ؟ جیم گفت: برو عذر خواهی به سعادت. من احساس بزرگ اما همچنین احساس بد…,” او می گوید: خندان mischievously. سپس من به این سوال من خارش بپرسید: چگونه بود Ray?

“من تعامل با او بعد از آن در راه خنده دار اما نه در طول شکسپیرWخدا. جیم conceptualised من به عنوان یک مار در فیلم و, اگر شما متوجه Manjula, ورود است که همیشه به همراه یک مار مانند موسیقی — این چیزی است که ری را برای من شخصیت که چقدر من می دانم. بعدا وقتی Shakespeare Wخدا بود گرفتن جایزه از رئیس جمهور در دهلی نو در من وجود دارد با پدر من بود که گفتن دوستان خود را disparagingly ‘Iski toh سرگرمی hain (بازیگری سرگرمی او است)’ به عنوان خود را معتاد. من قرار اسکورت تبدیل به مارلون براندو بود که قهرمان من! براندو و ری نشسته در دو طرف من صحبت کردن به یکدیگر در سراسر من. من سعی کردم به صحبت می کنند اما هر چه من سعی کردم به گفتن اشتباه بود. بنابراین من به خودم chup baithi raho, inko baatein karne فراموش (نشستن بی سر و صدا اجازه دهید آنها صحبت کنید). من خیلی به گفتن نیست, من خیلی می ترسم از آنها است.”

پس از این پاسخ جافری ، به نظر می رسد مشخصه خسته و من سعی می کنم برای قرار دادن آن را. “آیا شما هنوز هم در خانه طبخ” من از او بپرسید. “بله. اگر من جای کسی دیگری آن را در حال حاضر که من 86. اما آنها نمی خواهد آن را به عنوان به خوبی به عنوان من انجام دهد.” او برگ من با یک موعظه وقتی که من اعتراف من پخت و پز دلاوری: “Kyun nehi sikhti هو? Ghar mein کوی sikhanewala ناهی hain و یا شما نمی خواهید به یاد بگیرند ؟ (چرا شما را یاد بگیرند ؟ آیا شما کسی را به شما در خانه؟) شما باید برای یادگیری به طبخ برخی از چیزهای اساسی حتی اگر آن است که یک سبزی chawal یا roti — چیزی ساده است که شما می توانید لذت بردن از. کسی به او یاد می دهد.”

anusua.m@thehindu.co.in

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de